محمد(ص) در چشمان آنها
نویسنده admin در اسفند ۸م, ۱۳۸۸ای حرمت ملجأ درماندگان یا امام رضا
نویسنده admin در بهمن ۲۵م, ۱۳۸۸
آمدم ای شاه پناهم بده *** خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجأ درماندگان *** دور مران از در و راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم *** اذن به یک لحظه نگاهم بده
لشگر شیطان به کمین من است *** بی کسم ای شاه پناهم بده
در شب اول که به قبرم نهند *** نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطابخش همه عالمی *** جمله حاجات مرا هم بده
سیره پیامبر عشق و رحمت ، دلبرمان محمد (ص)
نویسنده admin در اسفند ۶م, ۱۳۸۷
سیره پیامبر عشق و رحمت ، دلبرمان محمد (ص) به مناسبت ایام رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام.
این مقاله بصورت گلچین از مقالات و نوشته های مختلف جمع آوری شده است.
رسول اکرم(ص) کاملترین انسان و بزرگ و سالار تمام پیامبران است.در عظمت آن حضرت همین بس که خداوند متعال در قرآن مجید او را با تعبیر «یا ایّها الرّسول» و «یا ایّها النّبى» مورد خطاب قرار مى دهد و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانیان معرّفى مى نماید
دعای امام همام سیدالساجدین
نویسنده admin در بهمن ۱۲م, ۱۳۸۷دعای امام همام سیدالساجدین که درقالب دعابرای پدر ومادروظائف ومسئولیت فرزندان رادربرابر آنان گوشزد میفرمایند.
بار خدایا، درود بفرست بر بندهات و پیامبرت محمد و خاندان او کههمه پاکانند. و برترین صلوات خود و رحمت خود و برکات و سلام خود، خاص آنان گردان.
اى خداوند، پدر و مادر مرا نیز به کرامت خود و رحمت خودمخصوص گردان، اى مهربانترین مهربانان.
بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و وظیفهام را نسبت بهپدر و مادرم به من الهام کن و همه دانش خدمتگزارى به آن دو را به منبیاموز و مرا به گزاردن آنچه به من الهام کردهاى برگمار و توفیق ده تاآنچه را که از علم به من ارزانى داشتهاى به کار بندم، تا چیزى از آنچهمرا آموختهاى فرونگذارم و پیکرم از آنجا آنچه مرا الهام کردهاىمانده نگردد.(خسته وبی حوصله نگردم)
بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندانش همچنان که ما را بهوجود او شرافت بخشیدى، و درود بفرست بر محمد و خاندانشهمچنان که به برکت وجود او براى ما بر دیگر مردم حقى واجبگردانیدى.
بار خدایا، چنان کن که هیبت پدر و مادرم در دل من چنان باشد کههیبت پادشاهى سخت مهیب، و به آن دو نیکى و مهربانى کنم آن سان کهمادرى مهربان به فرزند خود نیکى و مهربانى کند. خداوندا، فرمانبردارى از پدر و مادر و نیکى و مهربانى مرا در حق ایشان براى منشادى بخشتر گردان از به خواب رفتن بىخوابى کشیدگان و آب سردنوشیدن جگر سوختگان، تا میل و خواهش ایشان را بر میل و خواهشخویش برترى نهم و خشنودیشان را بر خشنودى خود پیش دارم.
خداوندا، چنان کن که نیکى و مهربانى آن دو را در حق خود بسیار شمرمهر چند اندک بود و نیکى و مهربانى خود را در حق آن دو اندک شمرمهر چند بسیار بود.
خداوندا، آواز مرا در پیشگاه ایشان پست گردان و سخنم راخوشایندشان نماى و با ایشان نرمخوییم ده و دل من بر ایشان مهربانساز و چنان کن که با آنان به مدارا رفتار کنم و بر آنان مشفق باشم. خداوندا، آن دو را پاداش ده که مرا پروردهاند و از ثواب بهرهمندگردان که مرا گرامى داشتهاند، و حق ایشان نگهدار که مرا در خردىمحافظت کردهاند.
بار خدایا، هر آزار که از من به آن دو رسیده و هر ناپسند که از مندر حق آن دو سر زده و هر حقى از آن دو که من ضایع کردهام، همه را سببکاستن از گناهانشان و علو درجاتشان و افزونى حسناتشان قرار ده، اىخداوندى که سیئات را به چند برابر حسنات بدل مىفرمایى.
خداوندا، هر تعدى که در گفتار و هر تجاوز که در رفتار بر من رواداشتهاند و هر حقى که از من تباه کردهاند و هر قصور که در وظایف خودنسبت به من ورزیدهاند، همه را به ایشان بخشیدم و به احسان ارزانىداشتم. از تو خواهم که بار عواقب آن از دوش آن دو بردارى، که مرا بهآن دو ادعایى نیست و نمىگویم که در نیکى و مهربانى با من دستخوشمسامحه گشتهاند و از آنچه بر من روا داشتهاند ملول نیستم، اىپروردگار من.
اى خداوند، حق ایشان بر من واجب تر است و احسانشان در حقمن دیرینهتر و نعمتشان بیش از آن است که من بخواهم به عدالتقصاص کنم یا به مثل مقابله. اى خداوند، اگر چنین کنم، پس آن همهسالها که در پرورش من سر کردند و آن همه رنج که در نگهدارى من برخود هموار ساختند و آن همه سختى که به جان خریدند تا من در آسایشباشم، چه خواهد شد؟ نه! هرگز نتوانند همه حقى را که بر گردن مندارند به تمامى استیفا کنند و من نیز آن سان که شایسته آنهاستهرگز نتوانم حقشان شناخت و هرگز نتوانم حق خدمتشان را به جاىآورم. پس درود بفرست بر محمد و خاندانش و مرا یارى دهـاى بهتر ازهر کس دیگر که از او یارى خواهندـو توفیقم دهـاى راهنمایندهترین کسان که بدو روى مىنهندـو مرا در روزى که هر کس در برابر عملش جزا داده مىشود و بر کس ستم نرود، در شمار آن گروه کهپدر و مادر را نافرمانى کردهاند قرار مده.
بار خدایا، بر محمد و آل او و ذریه او درود بفرست و پدر و مادر مرا بهبرترین موهبتهایى که خاص پدران و مادران بندگان مومن خودگردانیدهاى، مخصوص گردان. اى مهربانترین مهربانان.
خداوندا، پس از هر نماز من و در هر وقت دیگر از اوقات شب و در هرساعت از ساعات روز، پدر و مادرم را از یاد من مبر.
بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و مرا به سبب دعایىکه در حق ایشان مىکنم بیامرز و آن دو را به سبب نیکى و مهربانى که درحق من کردهاند به مغفرت خویش بنواز و به شفاعت من از ایشانخشنود شو و نیک خشنود شو. و آنان را گرامى دار و به جایهاى امن وآسایش بهشت رسان.
خداوندا، آن دو را شفیع من گردان اگر پیش از من آمرزیدهاى، ومرا شفیع ایشان گردان اگر پیش از ایشان آمرزیدهاى، تا من و پدرم ومادرم در سایه لطف و رأفت تو، در سراى کرامت و جایگاه مغفرت ورحمت تو، همنشین هم گردیم، که تو را بخشایش بزرگ است و نعمتدیر ساله. و انت ارحم الراحمین.
مقاومت برای عفاف
نویسنده admin در دی ۲۹م, ۱۳۸۷<نورای جانان> بانوی محجبهای است که اخیراً در یکی از کانالهای تلویزیونی ترکیه با بیان جملهی: <اگر بلایی بر سرم نیاورند، میگویم امام خمینی(ره) را دوست دارم، اما آتاتورک را دوست ندارم> خشم محافل لاییک این کشور را به شدت بالا برده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، پایگاه خبری <اپک خبر> ترکیه در گزارشی تفصیلی به پیشینه این زن پرداخت.
<نورای جانان بزیرگان> کیست؟
رسانههای ترکیه در ابتدا ادعا میکردند خانم <نورای جانان بزیرگان> دانشجویی است که به سبب حفظ حجاب دچار مشکل شده است، اما اگر کمی به عقب بازگردیم به نکات حایز اهمیت دیگری نیز برخورد خواهیم کرد.
خانم بزیرگان زمانی به اتهام <اخلال در مسیر آموزش>، با مداخله پلیس از دانشگاه اخراج شد و سپس در دادگاه به ۶ ماه حبس محکوم گردید. خانم <نورای جانان بزیرگان> در جریان مداخله پلیس، به سبب ضرب و شتم مأموران دچار سقط جنین شد و در ادامه ماجرا به کانادا رفت. او اولین زنی است که در ترکیه به سبب حفظ پوشش اسلامی به حبس قطعی محکوم گردید.
<بزیرگان> وقتی که دانشجوی سال دوم مهندسی پزشکی در <دانشکده خدمات بهداشتی>، وابسته به دانشگاه اسلامبول بود، به سبب داشتن حجاب اسلامی در میانه جلسه امتحان پایان ترم، با ضرب و شتم پلیس بیرون کشیده شد.
در همان روزها خبرنگار روزنامه <ینی شفق> چاپ ترکیه از وی پرسیده بود: <در ترکیه چه بلایی سرت آمد که به فکر سفر به کانادا افتادی؟> بزیرگان جواب داد: <من در آنجا نتوانستم آزادانه در چارچوب اعتقاداتم زندگی کنم و حتی به خاطر همین اعتقادات راهی زندان شدم. از آنجا که شرح ناحقیهایی که بر من روا میشد را در هر محفل و جمعی تعریف میکردم، آنقدر از طرف پلیس و دیگران پیام و تلفنهای تهدیدآمیز دریافت کردم که کلافه شدم. تلفنهایم شنود میشد و حتی یکبار که شرح گفتوگوی تلویزیونی خود در برنامه <سی و دومین روز> را، تلفنی برای دوستم تعریف میکردم، ناگهان صدای غریبهای وارد مکالمه ما شد؛ به گونهای که دوستم هم آن را شنید. صدا مرا به کشتن کودکم تهدید کرد>.
<بزیرگان> میگوید: <من این حرفها را در دادگاه ﴿هیأت قضایی کانادایی﴾ هم بیان کردم. به آنها گفتم که با وجود مسلمان بودن نمیتوانم در معابر کشورم به راحتی گردش کنم. گفتم که، لاییکهای متعصب در هر فرصتی که به دست میآورند ما را تحقیر میکنند. در ترکیه، برخلاف آنچه که تصور میشود، مظلومان حقیقی، مسلمانها هستند>.
آرام جان سکینه
نویسنده admin در دی ۱۰م, ۱۳۸۷آرام جان سکینه

در آغوش عمه آرمیده بودی, ساکت و آرام.
نمیدانم چگونه میتوان آرام فریاد زد و ساکت و صبور, بیقراری و بیتابی را در اوج به جلوه کشید تا آنجا که تاریخ انگشت حیرت و حسرت به دهان بگیرد؟ عزیز خواهر! روز عاشورا تو با تمام شش ماهگیات معجزهای رقم زدی که برای همیشه, تشنگان حقیقت را سیراب خواهد کرد.
میگوید مرا بلال صدا کن!!
نویسنده admin در دی ۵م, ۱۳۸۷
می گوید مرا بلال صدا کن. می گویم: چرا؟ می گوید: فکر می کنم با او شباهت هایی دارم. می گویم : چطور؟ سرگذشتش را که می شنوم ، می بینم بیراه نمی گوید .هرچند او نه در خانواده ای محروم بزرکپگ شده ، نه سیاهپوست است و نه در از حبشه آمده تا در مکه برگی کند اما مثل بلال ، طعم بردگی را چشیده است . او نه برده { امیه بن خلف} ، که برده زرق و برق این دنیا بوده و پس از مسلمانی ، نه زیر تازیانه ارباب که از دست پدر شکنجه دیده است . اورا از آن رو شبیه بلال می بینم که موذن اسلام شده است ؛ آن هم نه در مدنه النبی (ص)، که در آلمهن ، مرکز صنعت اروپا…
بلال را هم میهنی معرفی کرده که خود ،راهنمای او به سوی اسلام شده است . به بلال افتخار می کنم که خود را از″ بردگی” رهانده و به آستان “بندگی” روی آورده است.



جدیدترین دیدگاهها